کتاب سرخ و سیاه

اثر استاندال از انتشارات مرکز - مترجم: مهدی سحابی-تجارت

"Criticism" collects nine essays, seven of which are new to this edition, by Erich Auerbach, Rene Girard, Victor Brombert, Shoshana Felman, Peter Brooks, Sandy Petrey, Alison Finch, Lisa G. Algazi, and Susanna Lee A Chronology of Stendhals life and work, also new to the Second Edition, and an updated Selected Bibliography are included.


خرید کتاب سرخ و سیاه
جستجوی کتاب سرخ و سیاه در گودریدز

معرفی کتاب سرخ و سیاه از نگاه کاربران
بازبینی، که چهار سال پیش منتشر شد، در بسیاری از نقاط به طور غیرقابل پیشبینی سابقه دارد: جولین هرگز سنی نخواهد داشت. استدلال سخنرانی خوبی ازscrivere chronicache @ داشت. اگر پس از آن خواهد به عنوان خوانده شده بی دست و پا برای من به من خوانده شده، با شور و شوق برای انطباق آنچه که در بالا هم در زمان من ساخته شده از @ @ رویدادهای اجتماعی، که خود را در لحظه آنها رخ می پایمال کردن. در اینجا این است: â € œSignori، من افتخار متعلق به کست شما ندارم؛ شما در من یک دهقانی را دیدید که در برابر فروتنی سرنوشتش شورش کرده است. \" در اینجا جرم من است، آقایان؛ و آن را با شدت بیشتری مجازات خواهد شد، زیرا من توسط همسالانم قضاوت نمی شود. من در قفسه ها از هر هیئت منصفه نمی بینید غنی دهقان، اما تنها از بورژوازی € indignatiâ | â € .Stranamente من می تواند کلمات من می گویند â € œRosso و Neroâ € پیدا کنید. شاید او به من نزدیک است. شاید به این دلیل © این سالها وحشتناک که در آن زندگی می کنیم، با جنگ آشکار در جامعه ای که غالب سیری و ترس نیست، شبیه تحت در آن زمان یک € ™ 30 قرن نوزدهم، بعد از € ™ ثانیه توهم، پس از آن و در حال حاضر ، که همه ما می توانیم در نهایت برابر باشد و فرصت هایی با استعداد و شایستگی داشته باشیم. سالها که مهم و مهم است، باید بچه ها، نوه ها، خانواده های \"فرد\" باشد؛ سال که در آن حتی â € € œmalsanaâ امید رها، و شاید کلاس اجتماعی خود (چه به مارچیونه و Fornero اجازه داده شد، با نتایج که ما می دانیم) خیانت آن است که دیگر امکان آن را به عنوان برای جولین ما هرگز نمی فهمیم که آیا پسر فقیر به هر صعود اجتماعی احتیاج دارد یا اینکه Enjolras، قهرمان موانع انقلاب ژوئیه، او بود. شخصیت ها، بر خلاف مردم، جاویدان هستند و استنتال می تواند به او فرصت مرگ یک قهرمان داده را به او بدهد؛ چرا که او یک بنیانگذار بود، آرزو داشت. آنها از جولین می گویند که او بلندپروازانه، متکبر است، قادر به خرابکاری مادربزرگ خود برای دستیابی به موفقیت است. دو چیز از این قضیه جلوگیری می کند. اولین مورد همان متن و سپس استاندال: اگر آن را واقعا بود، می توانست از نردبان موفقیت و زندگی برای عشق داده شده تا دیگر: اگر آن بالا طبقه متوسط ​​یا یکی از آن اشراف که سرکار علیه او آشنا می خواهید برای صعود به موفقیت بود با تنها استعداد خود، آیا گفته شده است؟

مشاهده لینک اصلی
من رها کردن ...

مشاهده لینک اصلی
این یک کلاسیک است، اما من قطعا برای آن اهمیتی ندارم. شخصیت دوست داشتنی وجود ندارد، من طرح و داستان را به مراتب کمتر از ستارگی یافتم و رک و پوست کنده، به غیر از گرامر خوبی برای عصر، نمیتواند یک نقطه ی بازخرید در این کتاب پیدا کند، مگر آنکه یکبار انجام شود سرانجام به پایان رسید. پس چرا، پس از آن، مضطرب به آن را بخوانید با توجه به اینکه مدرسه طولانی مدت است؟ من تصمیم گرفتم آن را به عنوان گروهی بخوانم و قبل از آن هرگز سنتال را بخوانم، فکر کردم ممکن است آن را نیز بگذارم. من این کپی دقیق را ندیده ام و در حالی که متوجه می شوم که مترجم کتابخانه ای که خواندید، چارلز ترجی می تواند بهترین مترجم این کار نباشد، هیچ مترجم نمی تواند برای رفع بدترین قسمت ها از این برای من. به طور طبیعی، حداقل یک نفر که می دانم این است که احتمالا این رمان را دوست داشته باشد یا حداقل آن را دوست داشته باشد و، همانطور که همیشه، در مورد ردپائی هایی مانند این، هیچ چیز شخصی نیست. پس از همه، هر کس به دنبال یک شخصیت رمان برای لذت بردن از آن نیست. آنها ممکن است جنبه های روانشناختی آن را دوست داشته باشند یا از نکات مربوط به آن که برای من کاری نکرده اند، قدردانی کنند و با توجه به اینکه این ادبیات است و نه چیزی درباره حقوق بشر یا ایمنی و غیره و غیره، حق دارند از آن لذت ببرند. اما، صادقانه، جولین خیلی نامطلوب است؛ در یک زمان درخشان در راه های خاص و در دیگر so dogonone کم عمق، خودخواهانه و خود محور، و نه به ذکر است به جای دستکاری در زمان، با رشد مطلق شخصیت هر ارزش هر چیزی که من فقط او را دوست ندارد، و نه تنها بر اساس این رمان، من می توانم هر نظر خوبی از نویسنده ایجاد کنم. حتی حتی من را از شخصیت بی رحم مادام د RÃ'nard و یا دیگر زنان که به زندگی جولین آمد. بر اساس این رمان، به نظر می رسد درک زنان از زنان بسیار محدود و سطحی بوده است. یک زن در بسیاری از من می توانستم دوست داشته شوم وجود ندارد. با این حال، اگر شما اغلب کتاب های مورد علاقه من را دوست دارم، آن را امتحان کنید و ببینید چه چیزی فکر می کنید. اگر شما در مورد ادبیات فرانسه قرن نوزدهم پرشور هستید، شما ممکن است آن را دوست داشته باشید. به نویسندگان مانند ویکتور هوگو می ایستد. مطمئنا هوگو تمایل داشت به سخنرانی و سخنرانی بپردازد، اما حداقل او می دانست چگونه شخصیت هایی را ایجاد کنیم که می توانستند از آن حمایت کنند و به شدت ریشه کنند.

مشاهده لینک اصلی
@ ما می توانیم از خودمان بپرسیم که آن آگاهی مدرن از واقعیت شروع به پیدا کردن فرم ادبی برای اولین بار دقیقا در Henri Beyle از گرنوبل، @ Erich Auerbach در فصل کلاسیک خود در استنتال و بالزاک می نویسد. آئورباخ ضعف های استنجال را ضبط می کند. این نوسانات بین خلوص واقع گرایانه به طور کلی و عصبانیت احمقانه به طور خاص، بین کنترل هوشی سرد، رها شدن پرشور به لذت های نفسانی، و ناخوشایند و بعضی اوقات احساس غرور و افتخار @ و همچنین اصالت او، نتیجه میگیرد که او مجبور شد واقعیت را با شیوه ای که هیچ کس پیش از او انجام نداده بود، مجبور کند. این @ Chronicle of 1830 @ در حقیقت نسبتا عالی است، یکی از رمانهای بزرگ قرن نوزدهم. هر دوی آنها رمانتیک هستند (مرد جوان با استعداد و پرشور به غم و اندوه)، و بدبینانه (مرد جوان با استعداد و پرشور، البته با توجه به دنیای شیطانی که در سال 1830 در فرانسه حضور داشت) به شدت غمگین می شود. جولین Sorel بدترین دشمن خود است، اما هر کس که از او نفرت ندارد، او را دوست دارد. استنال او را به طور کامل به زندگی به ارمغان می آورد، به طوری که ما نمیتوانیم جلوی او را بگیریم. حتی اگر واقعا دوست داشتنی نیست، حیله گر است. استنتیال هرگز به ما اجازه نمی دهد که فراموش کنیم که با یک مرد جوان بسیار جذاب (که ممکن است تنها بهانه ای برای کت و شلوار گردن سخت) باشد، فراموش می شود. این یک clip critical است که طرفداران استدلال را به روده ها (قهرمانان این رمان) و کارتون ها (که بیشتر آگاهانه در مورد Charterhouse پارما). می گویم، چرا انتخاب می کنید؟ آنها هر دو عالی هستند، حتی اگر آنها بسیار متفاوت از داستان هستند. (Charterhouse به نظر می رسد هر دو داستان از قرن نوزدهم و عاشقانه از دوران Boccaccio.) هر یک از کتاب بزرگ است، اما چیزی شبیه به آنها وجود دارد. ترجمه بورن Raffels عالی است - جسورانه و سریع، هرگز fusty.

مشاهده لینک اصلی
یک رمان که با لذت خواندن خواندم و انتظار داشتم که به لحاظ اجتماعی، سیاسی و تاریخی متفاوت و کمتر ثروتمند باشد. من باید ذهنم را عوض کنم و آن را شاهکار ادبیات فرانسه میدانم. قرمز و سیاه از ناخوشایند شدن جهان پس از ناپلئونی و مشکل سازگاری با عصر عبور است. سنتال با سقوط ناپلئون رویاهای شگفتی شغلی خود را از بین می برد و خود را برای مطالعه جامعه از زمان خود اختصاص می دهد. استاندال رمان خود را بین 1829 و 1830 نوشت اما این ایده در سال 1827 به او آمد زمانی دادگاه گرونوبل dAssise condannò بریدن سر طلبگی و جوانی که سعی کرده بود به قتل یک عاشق سابق. استاندال، allepoca چهل و افسر در مرخصی، بخشی از این قسمت برای ایجاد شخصیت از جولین سورل، که دوست همان استاندال بین آرمان های ناپلئون و سازشکاری از مرمت پاره شده است. جولین نماینده آن شرکت در عبور است که او متاسف عصر ناپلئون و قادر به انطباق با ترمیم بوربن است که با بازسازی محافظه کار و تیز از قدرت سیاسی از کلیسای کاتولیک است. جولین یک سمیناری جوان است که بین استان هایی که از آنها می آید و از قبیله لریستوکراسی تقسیم شده است. و یک مرد است که نمی شجاعت به صداقت، یک مرد مبهم و ناراضی در جنگ دائمی علیه جامعه، قربانی خود و محکوم به فاجعه است. او از آرمان های عاشقانه ضد قهرمان (عشق، قهرمانی و شکوه) عبور که او نمی تواند انجام دهد چرا که آن واقعا © ایده آل است که جز از طریق ستاره واقعی libri.La مطمئن شوید که هستند، با این حال، پس از ناپلئون جامعه، جولین است این تنها آینه است. و پسر و قربانی زمان خود و بخشی از نسلی است که دیگر آرمانهای باورنکردنی ندارد، اما در عین حال نمی تواند در جامعه بازسازی احساس راحتی کند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سرخ و سیاه


 کتاب تحلیل کسب و کار
 کتاب تسلط بر بازار کریپتو
 کتاب فارکس با استفاده از هوش مصنوعی
 کتاب فرصت های پنهان بازار سهام در دوره های انتخاباتی
 کتاب معامله گری بدون خطا
 کتاب راهنمای تصویری بلومبرگ برای الگوهای شمعی