کتاب استیو جابز

اثر والتر ایساکسون از انتشارات جویا - مترجم: پرناز صدیق راد-تجارت

بر اساس بیش از 40 مصاحبه با جابز بیش از دو سال - و همچنین مصاحبه با بیش از صد نفر از خانواده، دوستان، مخالفان، رقبا و همکاران - والتر ایزاکوسون داستان نابود کننده زندگی غلتکی و ناگهانی شدید شخصیت یک کارآفرین خلاق گرچه جابز با این کتاب همکاری می کرد، او از کنترل آنچه که نوشته شده بود و حتی حق خواندن آن قبل از انتشار آن، خواسته بود. او هیچ چیز را بدون محدودیت قرار داد. او افرادی که میشناسد را به راستگویی تشویق میکند. و جابز با صراحت، گاهی اوقات به طرز وحشیانه ای صحبت می کند، در مورد افرادی که با آنها مشغول به کار بوده و با آنها رقابت دارند.


خرید کتاب استیو جابز
جستجوی کتاب استیو جابز در گودریدز

معرفی کتاب استیو جابز از نگاه کاربران
من می خواهم بلافاصله پست خود را در این مورد به طور کامل بنویسم، هرچند که آن را پوشش می دهد افکار که به طور خاص فقط مربوط به بیوگرافی نیست، اما بیوگرافی آن را الهام گرفته از همه است. من به تازگی خواندن استیو جابز، بیوگرافی نوشته شده و گسترده ای از والتر ایزاکسون . محصولات سیب، و در نتیجه، استیو جابز، در زندگی من تاثیر زیادی گذاشته است. اول و مهمتر از همه، رایانه ها به زندگی من افزوده می شود که خیلی بیشتر از محصولاتی که اپل می سازد، اما منافع من در مورد تکنولوژی را در راه های مهم برای حرفه ای من تاثیر می گذارد. سالم در زندگی من به چند کامپیوتر اپل و واقعا تحت تأثیر قرار نگرفت. در حالی که رابط کاربری به نظر می رسید مانند اسباب بازی های سرگرم کننده، من هرگز واقعا وسوسه شد در واقع در جلوی یک روز و روز خارج نشسته است. در حدود 2004 من به عنوان CTO از Farheap راه حل استخدام شد. این اولین نقش CTO من در یک شرکت متوسط ​​بود و من بیش از یکصد کارمند داشتم. خوشحال شدم که با چند استثناء، این شرکت در لینوکس استاندارد شد. این فقط گروه من بود، اما تقریبا همه در سراسر شرکت. یک مجموعه از استثنا ها افرادی بودند که برنامه ای داشتند که از ویندوز مانند برخی از حسابداران / امور مالی استفاده می کردند. استثناء اصلی دیگر افرادی بودند که دارای لپ تاپ بودند. در آن زمان، هنوز هم دردناک بود که لینوکس بر روی لپ تاپ ها کار می کرد و مسیر مقاومت کمتری گرفته شد و ویندوز تمایل داشت که برای لپ تاپ ها انتخاب شود مگر اینکه افرادی که با لپ تاپ های تکنولوژی می خواستند با نبرد خود مبارزه کنند. من به یک لپ تاپ نیاز داشتم. وقتی اولین بار شروع به کار شد، سازمان ما خیلی مسطح بود، بنابراین من به سرعت دوستان و همکار قدیمی خود، بریان یودر را به عنوان مدیر مهندسی استخدام کردم. هنگامی که او شنید که من از ناراحتی در مورد آینده لینوکس در لپ تاپ ناراحت هستم، او پیشنهاد کرد که من یک Mac را امتحان کنم. من می دانستم که او یک طرفدار است، اما سعی کردم آن را نادیده بگیرم چون نمی توانم کاری را که می خواستم انجام دهم و نیاز به انعطاف پذیری که لینوکس اجازه می دهد. او به من اطمینان داد که نتیجه من بر اساس ماشین های قدیمی تر بود و OSX بر اساس BSD بود و اگر من واقعا دوست نداشتم همه چیز را که مک بود، همیشه می توانستم پنجره های ترمینال را باز کرده و آن را اجرا کنم تا زمانی که چیزی بهتر از آن پیدا کنم اما واقعا من قصد داشتم آن را دوست داشته باشم و باید به او اعتماد کنم. تا زمانی که وعده دادم با من نشسته و به من نشان دهید که چگونه از این چیزها استفاده کنید، تا حدودی با اکراه موافقت کردم. جلسه تمرینی واقعا غیر ضروری بود. همه چیز بسیار شهودی بود، هرچند که به مقررات جدیدی مانند قراردادهای جدید مانند بازرسان، بدون نیاز به توجه به آنها، بسیار خوشحال بود. من از روز اول چیز را دوست داشتم همه چیزهایی که من فکر میکردم کامپیوتر بود و بسیاری از چیزهایی که من فکر میکردم آنها باید باشند، اگر به اندازه کافی هوشمندانه فکر میکردم، Mac بود. من تا به حال تمام قدرت سیستم * nix من ترجیح داده و یک رابط کاربری است که من به اعتماد به نفس آمد و ساخته شده است که همه چیز ... کامل است. من در سرگرم کننده انتظار در صف برای گرفتن یک آی فون در نسخه اولیه خود را. این آغاز مراحل تبدیل Mac به مرکز زندگی دیجیتال من بود. مجموعه موسیقی من را در یک مکان قرار دادم من تمایل زیادی به مسافرت یا رفت و آمد داشتم و کتاب های صوتی را دوست داشتم، اما ذخیره و ردیابی متمرکز افزایش پیدا کرد که چقدر با ضریب حداقل 10 نفر خوانده ام. پادکست ها را کشف کردم. در عوض یک مخزن ذخیره سازی پلاستیکی در گاراژ من نگهداری از عکسهایی است که به ندرت نگاه میکنم، همه چیز را اسکن کردم و شروع به سازماندهی عکسهای دیجیتال کردم. دستگاه های سیب ساخته شده آن را آسان و سرگرم کننده برای متمرکز کردن و واقعا لذت بردن از هر چیزی است که می تواند به داده های دیجیتال کاهش می یابد. من یک حامی قوی و صوتی نرم افزار باز بود. اپل به من آموخت که آنچه واقعا می خواستم، نرم افزار خوب بود که من آن را انجام دادم. من به ندرت دومی کردم مایکروسافت با شکست مواجه شد. لینوکس معمولا خیلی کوتاه بود، اما به جای اینکه توسط نرم افزار یا پلتفرم محدود شود، من تنها با تلاشهایی که مایل بودم آن را محدود کنم محدود بود. این به خاطر سلیقه شخصی من بیشتر جذاب بود حتی اگر نتایج بعضی اوقات بدتر شود. اپل یک بستن، یکپارچه و یکپارچه را با برتری بیگ بنگ پیاده کرد. به جای محو شدن در برابر دانه من، متوجه شدم که من به سادگی آن را دوست داشتم. اگر 2000 سالم از امروز در مورد کامپیوترها و نرم افزارها در زندگی ام صحبت میکردم، به سادگی نمیتوانستم آن را باور کنم. استیو جابز برای هر تصمیم برای من تصمیم گرفت، اما او آن را حداقل و همچنین بهتر از آنچه که انجام می داد، انجام داد و من از آن شادتر بودم از اینکه تصور می کردم می توانستم با کامپیوتر در زندگی ام باشد. من یک لحظه دندان هایم را فریاد زدم: فکر می کنم روزی اپل ممکن است برخی از انتخاب ها را انجام دهد و من نمی توانستم با آن زندگی کنم و سپس Id را پیچیده کنم، اما این کفش هنوز افتاده است. بیوگرافی شگفت انگیز بود. این به من کمک کرد تا به صراحت تعداد زیادی را که پیش از این احساس کرده بود شناسایی کنم. به عنوان یک خرد، به طور فزاینده @ ریش سفید @ نوع تکنسین، من تمایل به طرح را فراموش کرده ام. من کارها را انجام دادم، و این چیزی است که من در مورد آن مورد توجه بودم. جابز به عنوان رایانه ای به نظر می رسید که به طور بالقوه می تواند زیبا باشد. تا خواندن بیوگرافی، من فکر نمیکردم که خیلی مهم باشد. مطمئنا، یک مورد آلومینیومی براق به نظر می رسد، اما ...

مشاهده لینک اصلی
از زمان مرگ او در ماه اکتبر، کسانی که از محصولات اپل استفاده می کنند و یا علاقه خاصی به تکنولوژی دارند، موارد مختلفی از جمله اختراعات، وبلاگ ها و بررسی کتاب اسحاقسون را مطالعه کرده اند. همانند سایر کتاب های آیزاکون که سالها خوانده ام، این کتاب به زیبایی نوشته شده است، بسیار مستند شده است، صادقانه در انتقاد و ستایش از جابز صادق است و واقعا قانع کننده است. پایان بسیار غم انگیز است، مهم نیست که چگونه شما در مورد جابز به عنوان یک انسان احساس کردید. او هر دو نابغه خلاق و شخص بسیار دشوار بود که نه تنها در محیط کار، بلکه با خانواده و دوستانش، و در نهایت، حتی پزشکان و پرستارانش نیز باشد. ایزاکوسون به عنوان یک پاداش، توصیف خوبی، مستند و صادقانه از فرهنگ دره سیلیکون و تاریخ افزایش، سقوط و افزایش دوباره اپل را ارائه می دهد. پس از کار در سیلیکون ولی، من توانستم صندلی ردیف جلو را به پیشرفت های شگفت آور سریع و جذاب تکنولوژیکی. من با افراد بسیار هوشمند، خلاق، شایسته و باور نکردنی سخت کار که در خانه های پرورش دهندگان ساده زندگی می کردند کار می کردم و ماشین های بدون دستور کار را اداره می کردم. ما هرگز حوصله نداشتیم ساعتهای طولانی کار کردیم در نهایت ممکن است حتی مالیاتی به ما داده شود. اما یک فرهنگ دیگر در دره سیلیکون وجود داشت. شخصیت ها، جابجایی در میان آنها، که روی پوشش Wired یا Fortune فرود آمد، وجود داشت. آنها با چارلی رز در PBS مصاحبه می شوند. شخصیت هایی مانند الیسون در اوراکل، جیم کلارک در Silicon Graphics و Netscape، و Scott McNealy در سان مایکروسیستمز، شخصیت های بسیار قوی و متکبرانه ای داشتند و با شخصیت های پرطرفدار و پرانرژی فوق العاده بودند. ثروت فراوان آنها را جمع کرد. آنها با همسایگان خود در طول حصار حیاط حیاط خود جنگیدند. آنها قایقهای گرانقیمت را ساختند و در هواپیماهای شخصی طراحی شده بودند. بله، برخی از آنها مانند Hewlett و Packard یا اندرو گروو در اینتل سرمایه گذاری های قابل توجهی در فعالیت های بشردوستانه انجام داده اند. البته، بیل گیتس به نظر می رسد که بیشتر به فعالیت های بشردوستانه جهانی خود احترام می گذارد، نه اینکه برای وی کمک به شخصیت مایکروسافت به طور خاص، بسیار متناقض بود، همانطور که او شخصیت تقسیم بندی خاصی داشت. او و خانوادهاش در محلهی طبقهی متوسط ​​در Palo Alto (در شمال استان اپل در Cupertino) زندگی کردند. برخلاف بسیاری از آنها، در زندگیشان حضور نداشتند. با این حال، جابز به طور منظم 101 مایل (یک بزرگراه خطرناک خطرناک) را در 100 مایل در ساعت خود در مرسدس AMG (یک خودرو 100،000 دلاری که هر ساله جایگزین آن شده است) بدون شماره پلاک ها سوار کرد و وقتی که وارد کار شد، عملا در دو فضای معلول پارک کرد و در حالی که \" € از پارکینگ کارکنان شخصی خود. هنگامی که برای سرعت بخشیدن یا رانندگی بدون صفحات کشیده شد، او به عهده افسر می رود، دوباره سرعت می گیرد، به راحتی در مقصد خود به راحتی می رسد. جابز یک هفته یکبار یوگا را بخواند و وقت خود را در عقب نشینی های بودایی گذرانده است. با این حال، این تعقیب به هیچ وجه احساس آرامش نکرد. او می تواند خشن و بسیار هیجان انگیز با کارکنان خود، تامین کنندگان، توزیع کنندگان و آژانس های تبلیغاتی خود باشد. او نابغه در هدایت ایجاد فن آوری های قابل توجه (اپل II، مک، آی پاد، آی فون، اپل) نابغه بود، که اغلب کار پژوهشگران را به عنوان Xerox پارک کپی کرده است. او موفق به ساخت بازی های پرطرفدار Pixar Animation با فیلم های متحرک بسکتبال شد. اما، او تصمیمات وحشتناکی اشتباه در مورد سلامت خود اتخاذ کرد. او به سادگی لباس خورد اما عادت خوردن عجیب و غریب داشت، ماههاست که غذای هویج، غذا خوردن را نداشته و غذای کمتری دریافت می کند که در طول مدت طولانی شدن بیماری باعث ایجاد سیستم ایمنی بدن می شود. من درمان های خودم را از پزشکان و پرستاران دریافتم که خشمگین بود، اما بسیار صادقانه به شوهر همسر، لاورن پاول، دوستان نزدیک نزدیک و حتی پزشکان به ایزاکسون منتقل شد. جک می تواند در انتظار طراحی مرگ ماسک اکسیژن خود باشد. فروید فکر کرد؟ چه نوع رفتار این است؟ فصل ها در طراحی آی پاد، MAC، و فروشگاه های اپل جالب توجه بود و همچنین نشان می دهد ماهیت بسیار پر اهمیت و وسواس شخصیت جابجایی است. من از سادگی محصولات سیب، طراحی زین مانند دستگاه های Macbook Pro و iPhone آیفون قدردانی می کنم. با این حال احساس می کنم آنها را مجرم می دانم که آنها در چین در کارخانجات وحشی جادویی مثل Foxcomm تولید می شوند که در آن کارگران حتی پس از ساعت ها کار بسیار کم هزینه ای برای دستمزد بسیار کم و احساس ناامیدی از بالا رفتن از این شرایط دارند. از اپل نیز گفته شده است جزئیات بسیار قابل خواندن و مستند سازی شده است. ارتباط او با دیگران، از جمله مدیران در تامین کنندگان و توزیع کنندگان، روزنامه نگاران فنی و مدیران قدرتمند نظیر آیزنر در دیزنی، جذاب هستند و بینش های خود را در پشت جلد مدیر عامل فرهنگ ارائه می دهند. همچنین داستان های پسزمینه پس از اولین شلیک شغل ها پس از سقوط آن با سابق پپس، قانع کننده است ...

مشاهده لینک اصلی
والتر ایزاکسون بدون شک هرکدام از موارد مورد علاقه کروبی را دوست دارد، فقط برای تسلط بر شکل مردانه کروبی، کروبویم. به دلخواه، گاهی اوقات، که من خواندن کلمات از یک نویسنده افسانه ای اروپایی مهربان هنوز هم هنوز هم تیز است. ایزاکون با نگاهی غیرمعمول، ویژگیهای شخصیتی افراد را به نحوی که ممکن است پدربزرگتان را برآورده کند، مشخص می کند: آنها را در آغوش گرم و عادلانه قرار دهید، آنها را در عرض چندین چهره چرب قرار دهید، در حالی که آنها را به آرامی برای مسئولیت های لغو شده / تعاملات نامتجانس و یا ریخته گری آنها به عنوان غیر قابل قبول نزدیک شدن به کادر محترم خود را از فن / هنرمندان. همانطور که جابجایی زندگی می تواند زمانی که به طور صحیح رونویسی می شود، من نمی توانستم کمک کنم، اما فکر می کنم، با چشمک زدن ناگهانی در چشم من، که اگر جابز واقعا می خواستم در یک جهان، یک کسی را انتخاب کنم که اصلا نیاز به اصلاح فیزیک پرندگان عصبانی در NYT. لیست دلخواهی از غیر کروبی: دیوید کار، مالکوم گلادول، استیون لاوی، جان گروبر (مطمئن نیست که اگر بتواند به جابز بپردازد و به این ترتیب راه را تکرار می کند)، کلسن وایتهه، کارل یا جاشوا توپولسکی هر کاری که ممکن است جابز ادعا کند آرزو دارد، او واقعا می خواهد یک متفکر اسطوره شناسی و هیچ نسلی بتواند به عنوان مهاجرین کودک به طور بی نهایت، با قاطعیت و تقریبا بی پروا تبدیل شود. بنابراین بدون لبخند چروبیک بود که جابز از این آشپز قادر به خواندن آنچه که در مورد زندگی اش می توان گفت و آن را برای پالت نسلی که برادران آلمن را مورد توجه قرار می دهد و به طور صریحانه از آن ها می گوید، زمانی که جابز ادعا می کند که جان مایر یکی از بزرگترین گیتاریست ها تا کنون. به طور خلاصه، یک دوره واحد دانشگاهی اپل ممکن است به تکنولوژیست مشتاق نیز جالب باشد. تمیز کردن آرشیوهای Gizmodo و گزینهای انتخابی از این کتاب برای شکار شایعات انجام خواهد شد. برای مرورگرهای کتاب یک میلیون که فقط در مورد چیزهایی که به او گفته شده است، در مورد \"خوب\"، \"I-see-where-hes- رفتن به آن سطح و نمی تواند بینش آشکار از عمق را تشخیص دهد (Gruber اظهار داشت که اپل خود بزرگترین تولید شغل در نیم سال پیش بود)، سپس احساس رایگان و بی نظیری می کند و کلیشه های خوب درباره چروب هایی که تغییر کرده اند . من هنوز تمایل دارم سنت استیو را از شک و تردید بپذیرم و معتقد هستم که به عنوان فردی با قضاوت زیبایی شناختنی بی نظیر، می خواهد ببیند که چگونه کسی با طعم کمتر از چارلی رز و شهود تکنیکی بیشتری نسبت به لری کینگ، او را درک می کند که اسحاقسون همیشه سطح پایین است و یک گام پشت، تماشای تخت و در موارد خاص، پرتاب سنگ و پادشاه است، اما هرگز کاملا به فهمیدن که شما باید یک مرد واقعا عمیق به دانستن ساده و درست است که می گویند. که می شود گفت. باید به تنهایی برای خواص خوشمزه بخواند.

مشاهده لینک اصلی
من عاشق راه این کتاب است - با لمس بشریت، چشم برای جزئیات، توجه به دقت، و عدم تمایل به دست کشیدن در افسانه های شغلی. آنچه که من در مورد این کتاب دوست دارم این است که آن را به طوری که به شما اجازه می دهد تا ذهن خود را در مورد مرد نوشته شده است نوشته شده است. چیزهایی که من در مورد این کتاب نداشتم - چطور اغلب می توانستم در مورد ویژگی های کسب و کار از بین ببرم در حالی که از دست دادن تمرکز کمی بر انسان است. احساس کردم این موضوع به ویژه در برخی از فصل های بعد مشهود است. با این روش، اجازه دهید به شما بگویم که چگونه به این کتاب رسیدم. من در یک فروشگاه کتاب مورد استفاده قرار گرفتم و برای 100 ین (حدود 1 دلار) در فروش بودم. چند سال پیش به یاد می آورم که این کتاب خشمگین بود. من از کتاب خواندن متنفرم که همه خشم است من غیر متعارف هستم - و من در کتاب خواندن کتاب عجیب و غریب در زمان های عجیب و غریب در زندگی ام اعتقاد دارم. آنچه که در مورد استیو جابز به من نسبت داد، این است که چقدر از یک هنرمند خجالتی از او جدا شده است. در یک نقطه، حتی بیل گیتس به او به عنوان یک فروشنده تنها (با حس خوبی از طعم و مزه) اشاره دارد. در چند سال اخیر، هنرمندان عجیب و غریب را متنفر می دانند، اما همچنین از دست اول، چهره جهان را به خود جلب کرده اند، که اغلب بدتر از آن توسط هنرمندان شلوغ است. من همچنین دیدم که چگونه دست اول و دستاوردی که اغلب با هنرمندان گمنام به نمایش گذاشته می شود، برای ایجاد این حیرت از موفقیت، دیده می شود. بسیاری از این کتاب ها به بررسی زمینه تحریف واقعیت یوبیس اختصاص دارد. در جهان اخبار جعلی، افراد جعلی و فروشندگان مار مار، آیا ما باید واقعا یکی دیگر را عبادت کنیم؟ استیو جابز ممکن است بسیاری از ویژگی های بازخرید داشته باشد، اما من خوشحالم که نویسنده زمان زیادی را صرف بازجویی از این جنبه شخصیت او کرده است. با این که از راه، چند چیز که من در مورد جابز تحسین می کنم وجود دارد. من عاشق ضد ماتریالیسم هستم این یک ترفند دشوار برای جلوگیری از بالا رفتن از نردبان شرکت است. من دوست دارم و تحسین خود را به کیفیت. و من عاشق حس خودت هستم البته در داستان یوبیس بسیار جالب بود که من دوست داشتم کاوش کنم - خفه شدن ماتریالیسم و ​​عشق عجیبش به محصولات مصرفی ساخته شده با لمس هنرمندان؛ کمال گرایی در کار و خستگی شخصی اش؛ جستجو برای روشنگری و بی رحمی شخصی به دیگران. مطمئنا، این چیزی است که بیوگرافی های @ great men @ (افراد عالی) را جذاب می کند. به خاطر شانس و شرایط چیست؟ چه چیزی به خاطر تلاش شخصی است؟ آیا مردم به طور مسالمت آمیز به خوبی به عنوان انسان به طور معمول شکست خورده اند؟ به چه میزان اسطوره ی یک فرد عالی براساس توانایی خود در ارتقاء خود است؟ من مطمئن نیستم که چگونه به هر نحوی جامع به این سوالات پاسخ دهم، اما بدون شک می توانم بگویم که من بزرگترین بازرس کتاب است که تا به حال در Goodreads بررسی کرده است. و اگر شما به من اعتقاد ندارید، فقط از خبرنگار من بپرسید. بعضی از مشاهدات جالب دیگر: 1) من فکر می کنم چند سال بعد، زمانی که Ive فراموش کرد بسیاری از جزئیات زندگی استیو Jobss، من صحنه جایی که او در ماشین خود است، پارک شده در نقطه معلول، فریاد به تلفن خود، @ Bleu ... آبی ... آبی ... دمی! @ مثل بعضی از افراد دیوانه. من نمی توانم کمک کنم به این موضوع به عنوان جابز فکر کنم - نه عظمت و یا نابغه ای که تصور می شود - فقط برخی از مزاحمت های فریبنده خودخواهانه خودکشی دیوانه از حباب شخص ثروتمند دیوانه است. از آنجا که من در یک کافی شاپ کار می کردم و این D-bags را به طور مرتب انجام می دادم، نمی توانستم کمک کنم اما به عنوان مثال دیگری از @ luckster @ turned @ spinster-artist @ فکر می کنم. جای درست، زمان مناسب، این را به یک افسانه درباره عظمت خود تبدیل کنید. 2) استیو جابز یک جادوگر مقدس بود. آیا وجود دارد رابطه ای صمیمی با موفقیت و احمق بودن؟ 3) الگوی طرح این کتاب وجود دارد - اکسپرسیونیسم، نمایشهای شخصی ایجاد شده توسط پیشوای شخصی Jobse، کارهای شغلی که توسط پیشوای شخصی Jobss ایجاد شده است، محصولی برجسته ارائه می دهد ... ترکیب و تکرار می شود. از آنجایی که کتاب تکراری است، ممکن است بهتر باشد که این کتاب را با یک کتاب دیگر بخوانید و فقط کمی آن را بشکنید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب استیو جابز


 کتاب داستان ها می فروشند
 کتاب فصل های زندگی
 کتاب درباره تیم
 کتاب با آرامش ذهن به ثروت برسید
 کتاب راهنمای تفکر نقادانه
 کتاب شخصیت های رنگی در بازاریابی چندسطحی